سفالگری، کاشیکاری و سرامیک سازی

برای شناخت هنر سفال،کاشی و سرامیک‏ در دوران اسلامی و بررسی چند و چون‏ این هنر سنّتی و علل شکوفایی آن از آغاز اسلام‏ تاکنون،نگاهی به تاریخ پیدایش،رشد و تطوّر و ماندگاری این بخش از هنرهای سنّتی در دوران‏ پیش از اسلام،ضروری می‏نماید.

در یک کارگاه سفال،کاشی و سرامیک، گل مایهء زندگی است و رنگ و نقش،دستاوردی‏ برای حرمت به هنر.این حرمت را به پاس تلاش‏ هنرمندان گمنام سفالگر و کاشی‏کاری داریم که در گوشه و کنار این سرزمین-بی‏هیچ توقّع-در شکوفایی و ماندن این هنر سنّتی سهم والایی‏ دارند.این آفرینشگران ارجمند هنر،طرح‏ها و نقش‏های دلپذیرشان را بر روی سفال جان‏ می‏بخشند،می‏سازند و با زندگی پیوند می‏دهند. بی‏تردید سفال،کاشی و سرامیک یکی از ماندگارترین میراث فرهنگی کشورمان است.

بشر وقتی موفّق به کشف راز سفت شدن‏ خاک در اثر حرارت گردید،به ساختن اشیاء مختلف از سفال همّت گماشت.ظرف سفالی به‏ خاطر این به وجود آمد که نیازمندی‏های زندگی‏ را برآورده سازد.در روزهای نخستین نه به عنوان‏ یک اثر تزیینی بلکه به صورت یکی از بهترین‏ وسایل رفع احتیاج از سفال‏سازی استفاده شد و بتدریج طبع هنر دوست و هنر پرور بشری با توجّه‏ به پیشرفت دامنهء دانش و شناسایی موّاد اولیه‏ گوناگون سرامیک،سطح خارجی ظروف و لوازم‏ سفالی را تزیین نمود.نقشو نگار و لعاب و طرح‏های بدیع،تنها برای زیباتر کردن یک وسیله‏ زندگی بوده است و هرچند به هنگام ساخته شدن‏ به قصد یک اثر هنری ساخته نشده بود،امّا سرانجام این نیاز ساده مبدّل به یک شیی‏ء تحسین‏برانگیز هنری گردید و چنین شد که هنر از زندگی مایه گرفت و در آن ریشه تنومند بست.

سفالگری در جهان

این را باور داریم که در همهء جهان،انسان‏ ابتدایی،ظروف خود را از گل می‏ساخته است، ازاین‏رو،در بیشتر جاها،سفالگری کهنترین و رایجترین هنرها بوده است‏ ولی دربارهء تاریخ‏ پیدایش این هنر سنّتی اتفاق‏نظر نیست و حدود 7 تا 10 هزار سال پیش از این را زمان آغاز ساخت‏ اشیاء سفالی ذکر کرده‏اند.

در یک بررسی کلّی می‏توان گفت:هرگاه‏ عصر«پارینه سنگی اخیر»را که مشخصهء عمدهء آن،پدیداری هنر است پشت سر بگذاریم و به‏ حدود پانزده هزار سال پیش که عصر «میانه سنگی»است و فصل تصویرنگاری تلقی‏ می‏شود،رها سازیم،در عصر نو سنگی که حدود هفت هزار سال پیش از میلاد آغاز گردید،ردّ پایی از هنر سنّتی سفالگری را خواهیم یافت.در این عصر دگرگونی‏های اساسی در جهات زندگی‏ و فرهنگ مردم و اندوخته‏های دانش بشری روی‏ داد که از آن جمله پیدایش هنر نسّاجی و اختراع‏ ظروف سفالین بود.ظروف سفالین در این عصر سودمندی‏های گوناگونی داشت و گام بزرگی بود که این عصر را از روزگاران پیشین ممتاز جلوه‏گر سازد.انسانهای این دوره،ظروف سفالینی‏ می‏ساختند که به علّت عدم آشنایی آنان با پخت‏ و درجهء سفت شدن گل زود شکن و بی‏دوام‏ بودند؛امّا عملا برای ساکنین روستاها پیشرفت‏ محسوب می‏شد.از این سفالینه‏ها شبانان و کوچ‏نشینان به علّت زودشکنی و کم دوامی بهره‏ای نمی‏بردند و تمایلی به ساخت‏ آن‏ها نشان نمی‏دادند.بهر حال آنچه که از آن‏ دوره باقی‏مانده است مدارک و اسناد ارزنده‏ای‏ از تمدّن و فرهنگ جوامع بشری بشمار می‏آین.

«پی‏یر روسو» پیدایش سفالگری یا کوزه‏گری را مربوط به عهد حجر جدید که‏ درواقع 1900 قبل از میلاد است مرتبط می‏داند.در صد قرن یا ده هزار سال عهد مزبور ترقّی فنی چشمگیری حاصل شد. صیقل دادن سنگ،زراعت،گله‏داری، کوزه‏گری و ساخت انواع ظروف و فن‏ خانه‏سازی چیزهایی بود که در این عهد بوجود آمد.

پس از بررسی ریشه‏های پیدایش هنر سفالگری،شناخت کانون‏های نشو و نمای این‏ هنر لازم می‏نماید:«جی گلاک»درّه مکزیک، مناطق سرخپوستان آمریکای شمالی،شمال‏ تایلند،بخش‏هایی از آفریقای شرقی و در ایران‏ بلوچستان،کردستان و گیلان و سرانجام ژاپن را مناطق اصلی ظهور سفالگری می‏داند.

«استاد غلام حسین مصاحب»علاوه بر آسیا، اروپا و آمریکا،به اسناد تاریخی و ادبی تمدّن‏ آشور به صورت لوحه‏های سفالینی که از خرابه‏های‏ نینوا بدست آمده اشاره دارد و از میان سفالینه‏های‏ قدیمی ظروف فنیقی،رودسی و اتروسک را نام‏ برده است.بدون تردید روم،چین و مصر نیز در گسترش هنر سفالگری مؤثّر بوده‏اند.

مصریان در دورهء امپراتوری باستانی از ظروف سفالین در مقیاس وسیعی استفاده‏ می‏کردند،آثار باقیمانده از سفالهای شکسته در اماکن تاریخی مصر،نشانگر و مبیّن این‏ ادّعاست.باوجود این‏که موّاد خام این هنر سنّتی‏ در مصر وجود داشته،مع‏ذلک مرغوبیت آثار برجای مانده به پای آثار یونانی نمی‏رسد. سفالهای معمولی مصر قدیم،زرد،قرمز و تیره و با مقداری ناخالصی‏ها مخلوط است.این سفالینه‏ها خوب پخته نشده و بندرت لعاب داده شده‏ است‏.

در یونان باستان،فن سفال‏سازی به منتهای‏ درجهء کمال خود رسید و از حیث نقش،خمیر مایه‏ و لعاب به حدّ ممتاز نایل آمد،ولی به‏طور کلّی‏ این امر تداول چندانی نیافت و ساخت‏وساز ظروف منقّش در آن سرزمین تا قرن اوّل قبل از میلاد بیشتر ادامه پیدا نکرد،زیرا جزیرهء کرت و سواحل‏ دریای مدیترانه در ضمن دادوستدهایی که با بین‏النّهرین به‏ویژه با ایران داشتند به خرید سفالینه‏های ساخت ایران که از راه آسیای صغیر به دست می‏آمده است تمایل بیشتر نشان دادند، چندان که اندیشه و هنر غنی سرزمین کهنسال‏ ایران را می‏توان بر روی کوزه‏هایی که به سبک‏ هندسی در آتن تهیّه می‏شده،باز شناخت‏.

طرز ساخت کوزه‏ها و گلدان‏های یونانی‏ تفاوت چندانی با دوره‏های بعد نداشت،الاّ این‏ که تصاویری از سبک‏های ایرانی را در آنها می‏توان مشاهده کرد.تصاویری در دست است‏ که شاگرد کوزه‏گر به ساخت ظروف مورد نیاز مجسمه قوچ سفالی قرمز  اشتغال دارد.

قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد مصادف با درخشانترین دوران تمدّن یونان در زمان زمامداری‏ پریکلیس بود.در این عهد،اجرای سبک‏های‏ مختلف با نقوش قرمز رنگ آغاز شد و پرده‏های‏ نقاشی بر روی سفالینه‏ها نمودار گردید.از نیمهء قرن پنجم پیش از میلاد مسیح توجه خاصی نسبت‏ به بیان حالات درونی اشخاص و نمایش آداب و رسوم معطوف شد.

                 

خلاصه این‏که در زمان اوج اعتبار کارگاههای سفال‏سازی یونان،ظروف زینتی در ایران از سیم و زر و یا سنگ مرمر ساخته می‏شد و توجهی به پیشرفت این هنر نمی‏شد.دوران‏ درخشش واقعی ظروف سفالین ایران قریب‏ یکهزار سال بعد از این دوران طلایی یونان آغاز آبخوری سفالی خاکستری مایل به سیاه-دورهء اشکانی-مشگین‏شهر.«موزهء ملی ایران».تکمیل فن سفال‏سازی‏ ایران به قدری با پیشرفت توأم بود که بعدها نیز سفالگران یونانی به گردپای صنعتگران هنرمند ایرانی نرسیدند.

ارزش هنری صنایع سفالین یونان تا حدّی‏ مدیون لعاب سیاه و برّاق آنهاست که به غلط (لعاب آتیک)نامیده می‏شود.این لعاب دستاورد تکنیکی اعجاب‏آور بوده و در سده‏های پنجم و چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسیده است. قالبگیری و تکثیر سفالینه‏ها که دو روش مهمّ در سفالگری است از همین زمان آغاز شد وقرنها دوام داشت‏.

                           

سفالگری و کاشی‏کاری در ایران

سفالگری در ایران از مهمترین شعب هنرهای‏ سنّتی ایران بوده که از بدو آغاز تمدّن تا به امروز ادامه پیدا کرده است و در طی این زمان بس‏ دراز،تغییرات گوناگونی بخود دیده و چون طی‏ تاریخ شریک و دوست روزهای شادی و بدبختی،خوشی و تنگدستگی مردم این سرزمین‏ بوده،لذا این هنر سنتی را چون آئینه‏ای می‏یابیم‏ که اندیشه و تخیّلات و خاطرات ایّام مختلف را با نقش و نگارها،رنگ و لعاب‏ها همواره منعکس‏ کرده است.هنری که می‏تواند با زندگی مردم‏ یک سرزمین الفت دیرینه‏ای ایجاد نماید،برای‏ همیشه پایدار خواهد ماند.

سفالگری ایران در دوران‏های کهن

سفالگری از مهمترین و قدیمی‏ترین دست‏ ساخته‏های بشری است.آثار سفالی برخلاف‏ آثار یافته شده،فلزگری،چوبین و...در زیر خاک فاسد نمی‏شود،و به علّت همین حالت‏ استثنایی،به اطّلاعات گویائی دربارهء آن‏ می‏توان پی برد.در اثر کاوش‏ها و پژوهش‏های‏ باستان‏شناسی این امر مسلّم شده است که در گذشته‏های بسیار دور چهار منطقه سفالگری در ایران وجود داشته است.آقای محمد یوسف‏ کیانی می‏نویسد:

«این مناطق عبارتند از:

1-      منطقهء غرب کوههای زاگرس نزدیک‏ کرمانشاهان‏

2-      کرانه‏های جنوبی دریای خزر

3-      شمال غرب آذربایجان

4-      جنوب شرق ایران

کاوش‏های جدید در حاشیهء کویر و نواحی‏ مرکزی ایران نیز نشان داد که در این ناحیه نیز مراکز ساخت سفال وجود داشته که قدمت برخی‏ از آثار آن به هزارهء هشتم قبل از میلاد می‏رسد.»

دربارهء آغاز هنر سفالگری در ایران نیز نظرهای‏ گوناگونی ارائه شده و هرکسی با توجه به‏ بضاعت مطالعات خود نقل قولهای مختلفی را ارائه داده است.این قدمت از هزارهء هشتم تا هزارهء پنجم قبل از میلاد-بدون هیچگونه‏ اتّفاق نظری پیش‏بینی گردیده.

به غیر از کاوش‏های ده کیلومتری غرب‏ هرسین که به سرپرستی فیلیپ اسمیت استاد دانشگاه اونتاریوی کانادا در منطقه گنج درّه‏ بعمل آمده و نیز کشفیات کارلتون کون‏ در غار کمربندی جنوب مازندران انجام گرفته در مرحله‏ دوّم سفالگری ایران از چشمه علی تهران،زاغه‏ای‏ در دشت قزوین و تپه سیلک کاشان سفالینه‏های‏ تاریخی بدست آمده است(هزارهء هفتم و هشتم‏ قبل از میلاد).

از دورهء بعد از آن و پیش از استفاده از چرخ‏ سفالگری نیز سفالینه‏های با نقوش حیوانات، نقوش سمبلیک،نقوش گیاهان و نقوش هندسی‏ کشف شده است و در هزارهء چهارم قبل از میلاد، سفالگری ایران با اختراع چرخ سفالگری روبرو شده است.چرخ در نظم و شکل بخشیدن به‏ ظروف سفالی تحوّل عظیمی را ایجاد کرد و ساخت آنها تنوّع و تزیین بیشتری یافت.تپه‏ای از دشت قزوین،حصار دامغان،سیلک کاشان، حوزه‏هایی از سفالگری و میراث فرهنگی باستان‏ را ارائه داده‏اند.در حواشی شمالی،مرکزی و غربی کویر نیز سفالینه‏هایی مربوط به هزارهء چهارم قبل از میلاد یافت شده که تاریخ مستندی‏ از ارتباطات اجتماعی و اقتصادی سرزمینمان را بازمی‏گویند.

از هزارهء دوّم نیز سبوها،کوزه‏ها،ظروف، ظرف سفالی رنگی-تپه حصار دامغان-ما قبل تاریخ.

مجسمه با رنگ‏های قرمز،خاکستری،نخودی، آجری،سیاه کمرنگ با نقوش حیوانات، هندسی،کشف شده است.در منطقهء گیلان‏ (مارلیک،کلور زواملش)دو نوع سفالینه که‏ دسته‏ای از آنها برای زندگی روزمره و دسته‏ای‏ دیگر با مردگان دفن می‏شده،برجای مانده‏ است.گروه دوّم سفالینه‏های این دوره‏ مجسمه‏های شبیه انسان و حیوانات بوده که کمابیش ساخت آنها تا هزارهء اول قبل از میلاد ادامه داشته است.

به غیر از گیلان،روستای کلپورگان واقع در 35 کیلومتر جنوب سراوان در استان سیستان و بلوچستان از مناطقی است که اخیرا به بررسی‏ سفالینه‏های این منطقه اقدام شده است.عمر سفالگری کلپورگان به سه هزار سال قبل از میلاد می‏رسد و شاید از مناطق عمدهء کشور باشد که با همان شیوه‏های سنّتی قدیمی نقش‏پردازی و ساخت سفالینه‏ها،اینک در آنجا انجام می‏شود.

در این ناحیه مردان روستا،گل را با الاغ از معدن می‏آورند و ورز می‏دهند و با سوخت‏های‏ معمولی،سفالینه‏ها را می‏پزند و در بازارهای‏ هفتگی انواع کاسه‏های ساده،کوزه‏های‏ خوشرنگ و قدح‏های آب و ظروف تنقّلات خود را عرضه می‏کنند.سفالگران گیلان و سیستان و بلوچستان،همدان بخصوص لالجین،شهرضا و...عقیدهء پژوهندگان سفالگری ما قبل تاریخ‏ ایران را با سفالگری امروز ایران پیوند می‏دهند.

سفالگری در دوران مادها

از سفالگری دوران مادها اطلاعات کافی در دست نداریم.دیا کونوف برای تاریخ دولت ماد دو دورهء متفاوت قایل است:یکی قبل از پادشاهی بزرگ ماد و دیگری بعد از آن.او در قسمت تشریح پیشه‏ها ضمن تعریف از هنرهایی‏ بر مفرغ و آهن،از سنگتراشی و صنعت‏ سفالینه‏سازی نام می‏برد و از سفالین منقّش قبرتپه سیلک یاد می‏کند.

                      

بهرحال به عقیدهء دیا کونوف در هزارهء دوم‏ پیش از میلاد پیشرفت‏های مهمی در تولیدات و زندگی اجتماعی مردم سرزمین ماد و نواحی‏ مجاور آن یعنی قفقاز و ایران صورت گرفته بود و...چرخ کوزه‏گری در همه‏جا به کار افتاده بود و در شکل ظروف و تزئینات آن و در دیگر مظاهر فرهنگ مادی تغییرات نسبتا مهمّی روی داده‏ بود.

                                                                             

در قرن ششم پیش از میلاد مسیح پارس‏ها روی کارآمدند.هخامنشیان دگرگونی فراوانی در هنر سفالگری پدید آوردند،از جمله ساخت ظروف‏ ساغرین(ریتون)و ظروفی با اشکال گوناگون از همین دوران رایج شد.شباهت‏های ناگزیری بین‏ نقش‏های آثار قلمزنی هخامنشی و سفالگری‏ بر جای مانده،استفاده از خطوط که روی سفال‏ می‏کندند(خطوط منقور)در بخشی از ظروف‏ سفالین عهد هخامنشیان به چشم می‏خورد. استفاده از لعاب برای پوشش و تزیین کاخ‏ها و دیواره‏های عمارات شاهی و آجرهائی با نقش‏ حیوانات و انسان از همین دوران متداول شده‏ است.در پژوهشها و حفاریهای شوش،به‏ نمونه‏های دلپذیری از آجرهای لعاب‏دار و منقوش‏ هخامنشی برخورد می‏کنیم.

        

سفالگری در عهد اشکانیان‏

هنر اشکانیان در دو مقطع بزرگ تاریخی‏ قابل بررسی است:هنر باستانی پارتیان،و دیگری‏ هنری که از دورهء مهرداد دوّم آغاز گردید و تأمین کنندهء ارتیاط هنری هخامنشی و ساسانی‏ است.اوّلین سندی که از هنر پارتها بدست آمده‏ مربوط به پایتخت آنان در شهر«نیسا»و یا «نسا»است که در کنارهء صحرای قره‏قوم واقع‏ شده بود.در قصر سلطنتی یا دژ سلطنتی اشیائی از سرامیک بدست آمده که ارتباط بسیار نزدیکی با آثار یونانی دارد...تکنیک سفالکاری و کوزه‏گری در دورهء پارتها توسعه یافت و آثار بسیاری از این هنر بدست آمده است.از سرامیک‏ اشکانی جام‏هایی به یادگار مانده است که‏ تزئینات میناکاری داشته‏ اند.

در کاوش‏های معبد آناهیتا واقع در کنگاور سفالهای خشن رنگین،کوزه‏ها،پیاله‏ها، پیه‏سوزها و محصولاتی لعاب‏زده با رنگ‏ فیروزه‏ای و سبز بدست آمده است.

در زمان سلوکیان به علت عدم ثبات امنیت‏ سرزمین‏ها،صنعت سفالگری دچار انحطاط گردیده بود و پیش از کشفیات اخیر باستان‏شناسی سفالگری دورهء اشکانیان را نیز در دورهء افول هنر ایران قرار می‏دادند.ولی‏ کشفیات باستان‏شناسان ایرانی خلاف این امر را به اثبات رساند.

با توجه به سفالهای یافته شده دورهء اشکانی‏ می‏توان فهمید ظروف،کاسه‏ها،خمره‏ها و... سفالیمن این دوره به سفالهای بی‏لعاب و بالعاب‏ با رنگهای قرمز،خاکستری،نخودی،لعاب‏ قلیائی که برای سفال سفید ساخته می‏شد، متداول بوده است.ساخت تابوتهای سفالی‏ لعابدار برای تدفین مردگان رواج داشته است.

 

سفالگری در دوران ساسانیان‏

 

هرچند عهد ساسانیان،«عصر زرّین فهنگ‏ ایران»نامگذاری شده،معهذا در یک جمع‏بندی‏ کلّی می‏توان گفت حداقل،هنر سفالگری به‏ همان شیوه‏های دورهء اشکانیان به حیات خود ادامه داد.سفال عهد ساسانی عموما شامل‏ کاسه،کوزه،خمره،مجسمه،قمقمهء آب بود که‏ کوزه‏ها،خمره‏ها و کاسه‏ها از گل سرخ‏فام و به‏ صورت خشن ساخته می‏شد.ظرفهای این عهد دارای لبه‏های برگشته بوده و از ضخامت زیادی‏ برخوردارند و با نقوش کنده‏کاری شده،هندسی و گیاهی و گهگاه با خطوط پهلوی باستان تزیین‏ شده‏اند.نمونه‏های متعددی از ظروف سفالین‏ بی‏لعاب از بی‏شاپور،کنگاور،سیراف، تورنگ تپه،تخت سلیمان،غبیرا در کرمان،و دشت گرگان بدست آمده است.

ساخت سفالهای لعابدار از عهد کاشانی‏ آغاز شده بود،در عهد ساسانی نیز همچنان ادامه‏ یافت.لعابهای سبز فیروزه‏ای،آبی فیروزه‏ای در نقوش برجسته و نیز مجسمه‏ها و آدمک‏های گلین‏ و حیوانات این دوره به‏چشم می‏خورد و این‏ لعاب‏های آبی و سبز فیروزه‏ای بعدها در دوران‏ اسلامی،حیات تازه‏ای را آغاز کردند.

ساخت کوزه و گلدان‏های بی‏لعاب و ساده‏ در این دوره بیشتر متداول بوده.دسته‏های عمودی،هلالی و دهانه‏ای فراخ انواع سفالهائی‏ که از نیشاپور و شوش بدست آمده،نمونه‏های‏ ارزنده از سفالهای بی‏لعاب شمرده می‏شوند.

فن لعاب دادن اشیاء سفالی از دو هزار و نهصد سال پیش در ایران شناخته شده بود، منتهی عمومیت نداشت.قبلا گفتیم که‏ قسمت‏های مهمّی از دیوارهای کاخهای شاهان‏ هخامنشی در تخت جمشید و شوش با آجرهای‏ لعابدار پوشانده شده بود.عدم توجه پادشاهان‏ هخامنشی و ساسانی به فن لعاب‏کاری سبب این‏ امر نشد که تکمیل فن لعاب‏کاری به فراموشی‏ سپرده شود،لذا پیش از آغاز اسلام ظرف‏های‏ گلی لعابداری را می‏یابیم که در اکثر نقاط ایران‏ رایج بوده و بعدها رنگ‏های نقره و سبزفام بخود گرفت.

از سفالپزی عهد ساسانی هم مدارکی بدست‏ آمده است.کوره‏ها عموما از روی زمین‏50/2 متر ارتفاع داشت،دورادور آنها را طاقچه و پلکانهای متعدد فراگرفته بود.طاقچه‏های درونی‏ کوره محل چیدن سفالینه‏ها بوده و در آنها سفالگر قادر به پخت 16 کوزهء متوسط بود.ابتداء کوره به‏ مدّت هشت ساعت روشن می‏شد و بعد از خاموش شدن به مدّت 48 ساعت در کوره بسته‏ می‏ماند.ظروف زرد پس از پخته شدن سبز و رنگ خاکستری تبدیل به آبی می‏شد.خار مغیلان و چوب سفید،سوخت اصلی این کوره‏ها بوده است.در این کوره‏ها سفالهای هفت رنگ، لعابدار و موزاییک برای فرش کردن اماکن پخته‏ می‏شد.برای ساخت ظروف لعابدار از شن‏های‏ آسیاب شدهء بستر رودخانه‏ها که به صورت پودر درآمده بود و ماده‏ای دیگر82استفاده می‏کردند. برای ساختن سفالهای هفت رنگ از 90 تا 95 درصد از گل خالص استفاده می‏شده است‏.

موزهء ایران باستان بعد از انقلاب اسلامی، تعدادی از سفالهای عهدهای مختلف از جمله‏ ساسانی را از مجموعه‏های خصوصی به موزه‏ انتقال داده است.در جزوهء منتشره از شمارهء 254-243 نمونه‏هائی از انواع تنگ‏ها،پیاله‏ها و گلدانهای عهد ساسانی را معرفی نموده که به نظر می‏رسد در بین مردم عامی کاربرد داشته باشد. در کنار مجموعه‏های سفالین متعلّق به این مردم‏ که به موزهء ایران باستان برگردانده شده،میلیون‏ها قطعه اثر هنری از جمله آثار سفالی رهسپار خارج‏ شده است.بررسی این آثار به یغما رفته بجز دریغ‏ درپی ندارد.

دربارهء حراست و حفاظت آثار سفالینه‏های‏ گذشته نوشته‏ها و کتب زیادی منتشر شده است‏ ولی هیچیک از آنها از سرقت‏های انجام شده‏ دربارهء هنر سفال و کاشی و سرامیک سخنی به‏ میان نیآورده‏اند.آنچه که مسلم است یغماگران‏ که تحت عنوان باستان‏شناسان و مستشرقین و... به ایران می‏آمدند،بیشتر از هر چیز موفق شده‏اند آثار سفالین و قلمزنی را با خود برده و به‏ مجموعه‏های خصوصی و گنجینه‏های موزه‏های‏ اروپا و امریکا بفروشند.

نگارنده در موزهء لوور و بریتیش میوزیوم لندن‏ با حسرت تمام شاهد آثار سرامیک و سفالینه‏هایی بوده است که به درستی از یغمای‏ آن خبر نداشته است.جای تأسف فراوان دارد در حالیکه حتّی یک درصد از مردم این سرزمین، آثار هنری خود را ندیده‏اند،دولتمندان گذشته‏ آثار هنری ما را دوره به دوره برای نمایشگاههای‏ خارج می‏فرستادند.از آثار سفالین معاصر که‏ ظاهرا ضمن حمل‏ونقل شکسته و یا به میهن‏ اسلامی برنگشته است اسنادی در اختیار نگارنده‏ می‏باشد و برای اطلاع بیشتر علاقه‏مندان را به‏ مآخذ زیر ارجاع می‏دهم.

پیش از آن‏که سفالگری و کاشیکاری را در دوره‏های اسلامی مورد بحث قرار دهیم،مجبوریم‏ به این نکته اشاره نمائیم که سفالسازی دورهء ساسانی از لحاظ نقوش و طرح و لعاب‏سازی بر روی سفالهای دورهء اسلامی تأثیر فراوان گذارد ولی در مقایسهء واقعی،دورهء اسلامی هنر سفالگری نسبت به سفالگری دورهء ساسانی‏ هرچند که به آسانی قابل توجیه نیست امّا می‏توان گفت پیشرفت فراوانی از نظر ساخت و رنگ‏آمیزی یافته است.در دوره‏های اسلامی‏ نقوش آثار فلزی در سفالها به اجرا درآمد و این‏ تصوّر غلط را پدید آورد که زرتشتیان این آثار را ساخته‏اند و بهمین جهت گروه خاصی از این‏ گونه سفالها را«گبری»نام نهادند.بهر حال‏ نمونه‏های سفال گبری به‏طور کلی روش‏های‏ سفالگری ساسانی را بیاد می‏آورد.نقوش تزیینی‏ در سفالگری ساسانی نیز در دوره‏های آغازین‏ اسلام به ارمغان رسید.انواع طرحهای اوّلیه‏ اسلیمی،حیوانات بالدار،پرندگان افسانه‏ای، عقاب معروف ساسانی در آثار اسلامی به وفور ظرف سفالی منقوش-مکشوفه از نزدیک تخت جمشید(حدود 4500 سال‏ قبل از میلاد)یافت می‏شود.

اسناد دیگری در دست است که ساسانیان‏ موزاییک‏های تزیینی را از کشورهای دیگر می‏آوردند.موزاییک را از سنگ و شیشه‏ می‏پختند و رنگهای زیبایی داشت‏.